خرید بک لینک
بر سرماخوردگی، غلبه کردم. غلبه کردم؟ من؟ حتماً کمک داشته ام؛ خدایی بوده که به منِ ضعیف و ناتوان توان و قدرت دهد... .به اتاقم برگشته ام، دلم برایش مُدام، مُدام و بی اَمان، تنگ می شود؛ آه از رنگش،

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

بارشِ شدیدِ باران...

آن قدر دوست داشتنی که برایت مهم نباشد که حتّی نمی توانی زیرش بروی.. .

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

چه حالی دارم امشب، مثلِ خودم در خودمم و نمی گُنجم! بله آدم با خودش عجیب ترین است. چه قَدر آرزومند و خواهشناکم از خودم؛ چه قَدر دلم می خواهد به چند زبانِ خاص و چند لهجه ی متفاوت مسلط باشم..بدانم و

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

پنج شنبه. پتویم را روی بَندِ رَخت دیدم، دُرُست همان وقتی که داشتم از خانه خارج می شدم. نگاهم می کرد انگار..،نگرانش بودم، نگرانِ این که آب ژاول یا همان مایعِ سفید کننده، به اشتباه و یا حتّی با کم

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

نمونه پارچه های تبلیغاتی را نمی توانی به سادگی، تبدیل به رومیزی، روتختی و نظایر این ها کنی! سوزن ها هم تمایلاتِ شخصیِ خود را دارند. 20:15 از جشنِ قهرمانیِ به تعویق اُفتاده تا سردرگُمیِ هواداران

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

نگران خودت هستی و این را طبیعی می دانی که.. هست. نگرانی و نمی دانی چه باید بکنی؟! وَ باز هم..نگرانی... .به خودت می گویی: ”باید از سلامتم، مراقبت کنم.“ به خودت این را می گویی و اما ورزش نمی کنی.

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

ابتدایش را غربت و تنهایی فرا گرفته و انتهایش را ترس و دلهره. 6:33 حالم خوب نیست. بی خوابی؟ شاید. 14:22 درازکِش، طاق باز، اندکی خواب آلود، با یک حالِ نامعلوم. باید در هر شرایطی ثبت کرد، خود را

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

بغضِ قُلُمبه شده توی سینه ام نشسته، به این میلِ شبیهِ دیگران بودن و حسرتِ آن جور که آنان هستند..از کودکی تا حال، فکر می کنم. یادم نبود، نمی دانستم اش ولی الآن، الآن معلوم است که هست. معلوم است که

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

خودم رفتم به عذرخواهی ای که باید و این، خوشحالم کرد. 1:11 از دوردست ها، حِسِّ ترحم و دل سوزیِ من و مامی را برانگیخت؛ بازیکنِ دفاع تیم آ. اس. رُم. او که در نیمه ی اوَّلِ بازی، با کَم تقصیریِ تم

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

در حالِ مکالمه ی متفاوت بودن؛ مکالماتِ ساده ای که برای تو سخت است چون که به زبانِ دُوُّم هم نمی توانی حرف بزنی و مخاطب یا دارد فُرجه می دهد و مهربانی می ورزد یا که باور نمی کند که تو دو جمله هم ن

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:41

صفحه بندی